محمد على شاه آبادى
50
شذرات المعارف ( فارسى )
--> مىشود كه از آثار نامطلوب آن ، بر طرف نشدن نيازهاى ضرورى اجتماع و ديگرى عدم توانايى در جلوگيرى از بروز فساد و بيمارىهاى ناشى از آن است ؛ زيرا اجراى برنامههاى حكومتى ، مستلزم داشتن سازمان اجرايى است كه از آن به عده ( به كسر عين ) تعبير كردهاند و هر سازمان اجرايى متشكل از افراد است كه موارد گوناگون نظام را با كاردانى خود اداره مىكند و براى تامين مصارف آن به بودجه نياز دارد كه از آن به عده ( به ضم عين ) تعبير شده است . بنابراين جاى ترديد نيست كه حكومت اسلامى از اين قاعده بر كنار نيست و اين نيازمندى در آن مورد توجه قرار گرفته است . خداوند تعالى براى تأمين نخستين نياز اين نظام الهى ، مسلمانان را به پرداخت زكات در حد نصاب گندم ، جو ، خرما ، كشمش ، گوسفند ، شتر ، گاو ، طلا ، نقره فرمان داده است و درباره غنايم به دست آمده ، مازاد منافع كسب ساليانه ، كشف معادن و برخى از معاملات با بيگانگان تحت اداره نظام اسلامى ، خمس را مقرر فرموده است ؛ افزون بر اين ، كفارات ، ديات و اموال بدون وارث را در دستور امور مالى قرار داده تا خزانه حكومت اسلامى با دريافت آنها ، توان پرداخت حقوق و مزاياى اجرايى را تأمين كند و درباره امور عامه مورد نياز جامعه اقدام لازم را به عمل آورد . گفتنى است عوامل چهارگانه كه عبارت از غرور مسلمانان به حقانيت اسلام و غرور به شفاعت كه هركدام سبب بروز مفاسدى در جامعه است و شيوه نامناسب زندگانى تقليدى زودگذر كه نمونهاى از زندگانى بىبندوبار بيگانگان و دشمنان اسلام است و خودباختگى و از دست دادن حيثيات اسلامى و نوميدى از رسيدن به سعادت واقعى و پراكندگى مسلمانان كه حاصلى جز خود فراموشى و از دست دادن رشته برادرى و اتحاد ندارد ، بزرگترين عامل نفوذ دشمنان در صفوف مسلمانان گرديده و به شكلهاى گوناگون حضور زيانبخش خود را در جوامع اسلامى اعلام مىكنند و بالاخره نداشتن بيت المال و خزانه مالى كه پشتوانه اجراى مقاصد عالى اسلام در تنظيم خط سير حكومتى است ، دست به دست هم داده و اسباب بروز بيمارى خطرناك سقوط و انحطاط مسلمانان را فراهم كرده است كه امروز شاهد آن هستيم و امتى كه پرچمدار سعادت و نيكبختى در جهان بشريت است و بايد همواره اين رسالت را داشته باشد ، اكنون ريزهخوار خوان بيگانگان يغماگر گرديده و پيوسته هدف آماج حملات دشمنان قرار گرفته است و كمترين سهم را در پيشبرد كاروان بشريت به سوى سعادت ندارد و بر اثر واماندگى نيروى فعال خويش در صحنه جهانى از رسيدن به سعادت دنيايى و معنوى محروم شده است ؛ ولى با اين همه بايد گفت اساس اين ناكامىها ، عقبماندگىها و بىاثر بودن موجوديت مسلمانان ، عدم آگاهى از مرام اسلام است كه امت اسلام هرچند نام اسلام را